عکس با فیلم فرق دارد
یک عکس از ترافیک خیابان، همهٔ اتفاقهای یک ساعت را نشان نمیدهد. کندل هم خلاصهٔ یک بازه است، نه فیلم کامل حرکت قیمت. امروز بهجای حفظ اسم الگوها، میفهمیم چه اطلاعاتی واقعاً داریم و چه چیزهایی را فقط حدس میزنیم. عکسهای نمودار واقعیاند، اما عددهای تمرین را خودمان برای آموزش انتخاب کردهایم و به تصویرِ بازار نسبت نمیدهیم.
چهار قیمت اصلی
فرض کن قیمت بازشدن صد، بالاترین قیمت صد و پنج، پایینترین قیمت نود و هفت و قیمت بستهشدن صد و دو باشد. بدنه از صد تا صد و دو است؛ طول آن دو واحد است. سایهٔ بالا سه واحد و سایهٔ پایین هم سه واحد میشود. کل دامنهٔ کندل هشت واحد است. این محاسبه از همان چهار عدد میآید؛ برای آن داستان خبری لازم نداریم.
دو مسیر؛ یک کندل
حالا دو مسیر را تصور کن. مسیر اول از صد به صد و پنج، بعد نود و هفت و در آخر صد و دو میرود. مسیر دوم از صد به نود و هفت، بعد صد و پنج و در آخر صد و دو میرود. هر دو همان کندل را میسازند، ولی ترتیب رویدادها متفاوت است. پس از این کندل تنها نمیتوانیم بگوییم کدام سطح زودتر لمس شده است.
چرا این تفاوت مهم است؟
اگر حد سود و حد ضرر هر دو داخل دامنهٔ همان کندل باشند، ترتیب لمس آنها میتواند نتیجهٔ آزمون را عوض کند. نباید در هر معامله، ترتیب دلخواه خودمان را فرض کنیم. برای بررسی دقیقتر به دادهٔ ریزتر و فرض اجرای روشن نیاز داریم. همین محدودیت، یکی از دلیلهایی است که یک تصویر زیبا از نمودار برای اثبات سوددهی یک ربات کافی نیست.
بازهٔ زمانی و سه جمله
کندل یکساعته مجموعهٔ حرکتهای داخل آن ساعت را خلاصه میکند؛ کندل پنجدقیقهای جزئیات متفاوتی نشان میدهد. سه جمله را جدا نگه دار: «بستهشدن بالاتر از بازشدن است» مشاهده است. «فشار خرید بیشتر بوده» یک تفسیر است. «کندل بعدی حتماً بالا میرود» ادعای آینده است. این سه سطحِ اطمینان یکسان نیستند. رنگ سبز، بهتنهایی اجازهٔ خرید نیست.
تمرین دوم و پاسخ
این چهار عدد را روی کاغذ بنویس: بازشدن پنجاه، سقف پنجاه و چهار، کف چهل و هشت و بستهشدن چهل و نه. بدنه چند واحد است؟ یک. دامنهٔ کامل؟ شش. سایهٔ بالا؟ چهار. سایهٔ پایین؟ یک. آیا سقف قبل از کف رخ داده؟ از این چهار عدد معلوم نیست. پنج کندل را همینطور توصیف کن و مقابل هر تفسیر بنویس «فرضیه». درس بعد، چند کندل را کنار هم میگذاریم.